!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

روزگارمان ساده گذشت...!

داشتم فکر میکردم چرا باید بین زندگی دو نفر در دو گوشه ی دنیا اینقدر تفاوت باشد..! 

ما در مدرسه هایمان هیچوقت کلاس رقص و باله نداشته ایم..! 

هیچوقت کارگاه نجاری نداشته ایم 

ما هیچوقت کلاسی با تمامی آلات موسیقی نداشته ایم..! 

ما هیچوقت در سلف مدرسه نچرخیده ایم تا در ظرفهایمان خوراکی های خوش آب و رنگ بریزند تا با اکیپمان سر میزی بخندیم و شاد باشیم و از پسر خوش قیافه ی تازه وارد یا درمورد دختر مشهور و باهوش مدرسه صحبت کنیم.. 

ما هیچوقت پارتی آخر سال نداشته ایم..! 

ما هیچوقت روز آخر مدرسه کلاه هایمان را به هوا نینداخته ایم..! 

ما همیشه بازخواست شده ایم 

برای ناخن هایمان؛ 

برای موهایمان؛

برای.. 

ما هرگز نفهمیدیم تمیز بودن صورت چه منافاتی با شخصیت آدم دارد..!؟ 

ما پدرمان در آمد بس که موهایمان را ازته تراشیدیم...

 ما هرگز نفهمیدیم جنس مخالف شاخ و دم ندارد و مثل ما آدم است و میتوان با او بدون فکرها و نیت های شوم دوست شد و به او اعتماد کرد...

راستش جنس مخالف هم هرگز این را نفهمید..!

ما شیرین ترین روزهای نوجوانی مان با کابوس کنکور هدر رفت...!

بهترین روزهای جوانیمان با سربازی..!

ولی کسی به ما نگفت تو دیگر ۱۷ ساله نمیشوی..!

ما قربانی خواسته هایی شدیم که پدر و مادرمان هرگز به آن نرسیدند...

هیچکس به ما نگفت جامعه هنرمند بیشتر میخواهد تا مهندس....!

هیچکس نفهمید شب ها با رویای ساز یا بوم نقاشی به خواب میرویم..!

هیچکس به ما نگفـت موفقیت پزشکی و مهندسی و وکالت نیست..!

و هیچوقت نفهمیدیم انسان بودن؛ ربطی به «با کدام پا وارد دستشویی شدن» ندارد.. 

و.. هیچکس به ما یاد نداد عاشق شدن را...

این روزها سرزمینمان تشنه ی فهم است..!

۲۱ نظر ۶ موافق ۱ مخالف
Pary darya
۰۲ مرداد ۱۵:۱۹
((( : انسان بودن خیچ ربطی به کدام پا وارد دستشویی شدن نداره خیلی خرب بود

پاسخ :

:)) اره دیگه 
سام نجفی نیا
۰۲ مرداد ۱۵:۲۳
عالی بود مرسی

پاسخ :

خواهش میکنم:)
محمد جواد شهباز نسب
۰۲ مرداد ۱۵:۲۳
سلام.
خسته نباشی.
متن به این زیبایی تا حالا نخوندم .حرف دل خیلی هارا زدی.
موفق باشی .
قلم پایدار

پاسخ :

سلام 
خیلی ممنون شما لطف دارید:)
همچنین 
Va hid
۰۲ مرداد ۱۵:۴۴
چقدر جالب و حقیقی نوشتید ! سپاس!

پاسخ :

خواهش میکنم:)
مرسی:)من ننوشتم
نل
۰۲ مرداد ۱۷:۳۰
ولی واقعا چرا اینجوریه
اینجا راااحت میرن مدرسه، به تماااام خوشی هاشون میرسن ، اخر دبیرستانشون سوادشون خیلی از ما بیشتره
بیوشیمی بلدن، دیفرانسیل بلدن، یه چیزایی بلدن که من به گوشم نخورده بود اون اوایل
نه استرس بهشون دادن، نه دیوونه اشون کردن با درسی مثل ادبیات یا دینی یا آمادگی دفاعی!
البته کنکور و ورودی اینا دارن. پزشکی و وکالت یه جورایی موروثی عه.

پاسخ :

یه طوری نذاریم نسلهای بعدیمون مثل خودمون عقده ای شن!!! 
ما که با استرس درس و پرورش غلط پیر شدیم 
برم وکیل شم پس که قطعیه:)) 
Aramam .F
۰۲ مرداد ۱۷:۵۵
عالی بود...
واقعا حسش کردم.

پاسخ :

:) حقیقت تلخه دیگه:/
Maryam mariyana
۰۲ مرداد ۱۸:۱۶
سلام 
واقعأ هم همینطوره 
بهترین سال های زندگی مون پای حفظ کردن شر و ورها هدر رفت ، کسی انسانیت رو به ما یاد نداد ، متن بسیار ستودنی بود 

پاسخ :

سلام 
هرچند غم انگیزه خودش 
:(هعی
محمود دوم
۰۲ مرداد ۱۸:۲۲
هیچوقت هم نفهمیدیم که به حال خراب خودمون نباید کف و سوت بزنیم و بگیم چقدر خوب نوشتی، باید گریه کنیم بحالمون.

پاسخ :

البته که منظور دوستان از "عالی بودن" رو من اینطوری استنباط میکنم که به واقعیت نزدیکه و حقیقتو میگه...وگرنه عقده و بدبختی که عالی نیست 
( ک) شباهنگ
۰۲ مرداد ۲۰:۲۱
مشکل اساسی .. قانون گزاران ..
 و متخصصین امور آموزش پرورش هستند 
 که خودشان با خرافات و عقب ماندگی و عقده بزرگ 
شدند... این آدمها هرگز نمیتوانند مشکل تحصیلی بچه های 
  ما را حل کنند .. چون اصولا یا نمی خواهند یا درک نمیکنند

پاسخ :

همون مورد اول هست,نمیخوان درک کنن؛واسشون هزینه داره!
.. parinaz
۰۲ مرداد ۲۰:۲۸
این متنو به جاى دیگه هم خونده بودم و هر بار با خوندنش خیلى خیلى افسوس میخورم 
باشد که بزرگ شویم و کشورمان را همان طورى کنیم که دوست داریم

پاسخ :

انشالله
•✿ آرورا ✿•
۰۲ مرداد ۲۱:۳۸
چه خوب که الان حواست هست . پس امیدوارم به اینکه ده سال بعد ناراحت نباشی که سیستم مزخرف دانشگاهی، برای گرفتن یه دکترای ناقابل جوونیتو ازت گرفته :)

پاسخ :

با این وضع که فکر کنم ده سال بعد هم ناراحت باشم! البته اگر دکترا اینجا باشم که نیستم انشالله 
tiara .n
۰۳ مرداد ۰۰:۱۲
چقدر تلخ و چقدر قابل لمس...

پاسخ :

اوهوم:(
نی لو
۰۳ مرداد ۲۱:۴۷
جانا سخن از زبان ما میگویی
prom یادت رفت :دی
رقص هاشون خیلی خوبه که باید بگردی یکی رو پیدا کنی باهات بیاد :))

پاسخ :

هعی 
اون که معرکست:)) دلم خواااست!
iiiiiiii
۰۴ مرداد ۱۶:۴۱
بایه جاهاییش موافق بودم وبایه جاهاییش خب مخالف خوبه که به جای اینکه هرمتنی روصرف قشنگ بودن کپی کنیم بهش فکرکنیم ببینیم همه جای متن درسته یادرست وغلط روقاطی کرده

پاسخ :

با کجاهاش مخالفید,و غلطه؟:)
امیر میم
۰۵ مرداد ۱۲:۳۵
خیلی تلخ بود 
اماتلخ دیگه هم میشه گفت اینه که همه افسوس میخورن ومیگن تلخ وبده اماچندنفر آستین بالازدن؟
بنظرم مملکتمون پرلامپه اما 99درصدشون خاموشن و هزاران لامپ خاموش روی هم تلنبارشده.
همون قضیه حرف امیرکبیرکه میگه اول فکرکردم وزیردانامیخوادمملکت بعدفکرکردم شاه دانامیخوادامابعدفهمیدم مردم دانامیخواد
بدترین و مهلک ترین ضرراروهم آموزش وپرورش داره به مردم میزنه که به جای علم زایی،علم زدایی میکنن .نمونش چیزایی که گفتید
یاهمین سازمان سنجشی که بیش از2ماه یک میلیون داوطلبو پادرهوانگه داشته که اینهمه دراسترس باشن.درحالیکه قلمچی که یک بنیاده بعدظهر آزمون جوابارومیده.حالاسازمان یک کشورنمیتونه درعرض یک هفته جواباروبده و همه روراحت کنه؟
بقول بزرگی،ظهوردرجمجمه هاست نه درجمعه ها.

پاسخ :

من از همینجا اعلام میکنم استینامو بالا زدم:))
واقعا واقعا...با همه حرفاتون موافقم 
از سازمان سنجش و اموزش و پرورش نگید ک هرچی میکشیم از همونا میکشیم 

امین
۰۵ مرداد ۱۸:۴۱
حرف دلمو زدی 😔
دست مریزاد به این توانایی نوشتنت

پاسخ :

هعی...
مرسی:) ولی من ننوشتم 
امین
۰۶ مرداد ۰۱:۵۱
خب بازم ممنون که پستش کردین :)

پاسخ :

خواهش میکنم:) 
kilgharrah
۰۷ مرداد ۲۲:۲۹
می خواستم این متن رو بپرسم که خودت نوشتی که با توجّه به کامنت هایی که خوندم فهمیدم خودت نوشتی.
خیلی دل نشین بود. احسنت.
خصوصا اون تیکه ی "ما قربانی خواسته های پدر و مادرمان شدیم."
یا اون تیکه ی "ولی کسی به ما نگفت تو دیگر هفده ساله نمی شوی."

هر چند من تا الآن خودم هر چه قدر تونستم به بچّه های کوچک تر از خودم تذکّر دادم که قدر بدونن اون سنّشون رو چون دیگه بر نمی گرده. تو خود همین وبلاگا کم کم به ده نفر گفتم این جمله ی گهر بارم رو. :)))

البته تو پرانتز!!! تو ایران عزیزمان، موفقیّت پزشکی، مهندسی و وکالت است. والسّلام. مگر اینکه پول یا پارتی و حمایت کننده داشته باشی که حسابت جداست.

پاسخ :

خودم ننوشتم کیلگ

خوبه همینطوری ادامه بده,منم میگم به همه 

واقعا!! حالا مهندسی یکم مظلوم واقع شده 

یک عدد منِ سرکش ...
۱۱ مرداد ۰۷:۳۳
اینا حرف دل هممونه:(

پاسخ :

هعی...
:)
۰۱ مهر ۱۶:۵۲
دوس داشتم این پست رو ؛)

پاسخ :

قابلی نداشت :-)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
من به انان نزدیک هستم..! اجابت میکنم دعای ان که مرا بخواند.پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان اورند.باشد که راه یابند ,بقره186
*****
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست,هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود./صحنه پیوسته به جاست,خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
*****
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان