!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

یک جنس در نوسان!

از ادمهای دم دمی مزاج خوشم نمیاد , نمیشه باهاشون کنار اومد 
متاسفانه امروز خودم همین مدلی ام :-\ واسه همین نه با کسی حرف میزنم نه به کسی نزدیک میشم . البته هرروز همینه ها ! ولی خب گه گاهی حال یکیو سر راه میپرسیدم.امروز شبیه ادم فضاییهام که نه زبون کسی رو میفهن نه کسی خودشونو میفهمه!
اصلا هم مهم نیست چون میدونم گذراست , فقط اینجاش مهمه که برای حفظ تمرکزم باید تا این درس تموم میشه برم سراغ اون یکی که ذهنم درگیر نشه و نتیجه اش میشه نیاز به منبع انرژی بیشتر ;-) [به ماگ شیر گندم روبرویش نگریسته لبخند میزند]
یه تابلو خطر "نزدیک نشوید احتمال سکوت ممتد" هم نیاز دارم!

+الان هم دارم فکر میکنم نکنه این حال فتوشاپه؟! :-)) اگه جدی بود که اینقدر حوصله تشریح نداشتم , نه؟! 
ولی کلا من خوبم شما هم خوب باشید خوبه ;-)

جالب نیست؟!

دنیا همونقدر که بزرگه میتونه کوچیک باشه!

شیمی با طعم غبطه :-D

سوگند به لحظه ای که تو میخوای بری پیاده روی هیشکی نمیاد تنها میری . سوگند بعدی به لحظه ای که همه میخوان برن تو نمیری که شیمی بخونی  :-)) والا 

زمستانه:-)

خواننده های قدیمیم میدونن نوشیدنی مورد علاقه من توی تابستون آب هندونه ست :-))
پای تقریبا ثابت زمستونم هم شیرگندمه *_*
اونی هم نیست که نت نوشته , ترکیباتش فقط گندم و عسل و شیره و خلاص :-D
عطرش هم که فوق العاده ست *.*

+شنبه به طرز شیرینی داره عالی پیش میره :-)
+چند شبه از ترس اینکه نکنه زلزله بیاد و بیدار نشم خوابم نمیبره :-\ 


منتظر شنبه

این هفته داره جونمو به لبم میرسونه و خلاص!
حواسم نبود چندشنبه ست اصلا , یهو متوجه شدم فردا جمعه ست *_* 
من از اینایی نیستم که بگم از شنبه! یادمه از چهارشنبه هم شروع کردم به درس خوندن همون اوایل! ولی این هفته چناان خشنه که میخوام زودتر شنبه برسه و راحت شم
(نفس عمیییق!)

رابطه هامون

اینو با خودم تکرار میکنم که...
طوری توی روابطت رفتار کن که اگه یه روزی بنا به هر دلیلی دیگه نبودی , طرف مقابل با یاداوری خاطراتت نه تنها  پشیمون نشه از اینکه تو توی زندگیش بودی , بلکه کلی خاطره قشنگ هم داشته باشه ازت ... و حتی ارزو کنه کاش بیشتر بود :)
حالا این رابطه میتونه هر نوعی که فکر کنی باشه , از مادر و فرزندی گرفته تا دوستی و همسر و همسایه حتی!

+کامنتهای پست قبل رو هم در اولین فرصت جواب میدم :)

عنوان نمیخواد

آدم خودخواهی به نظر میرسم ولی هیچ وقت خودم در اولویت نبودم 
اینم یکی دیگه از ایرادات منه , هنوز اینو یاد نگرفتم چطوری خودمو در اولویت قرار بدم 
بارها تلاش کردم ولی تهش بهم ثابت شده اشتباه میکردم

تنهایی من!

حدود بیست نفر , سی نفر فک و فامیل  الان جمعن خونمون!
سه تا دختر همسن و سال منم هست! یه عده تو پارکینگ سرگرم پختن نذری هستن , یه عده دور هم نشستن گل میگن و گل میشنون , یه عده خوابن حتی!
ولی من هر چی به دور و برم نگاه میکنم چیزی جز تنهایی نمیبینم
یکی هم فازم پیدا نمیشه اینجا 
یا شاید هم من مریضم که از بودن باهاشون لذت نمیبرم
فقط میدونم از صبح تو کلبه ام نبودم و دیگه الان کسی به من نیاز نداره بنابراین اومدم اتاقم و سکوت و آرامش :) 

اندکی تفکر!

دارم به این فکر میکنم اگه این شوق و همتی که همه مردم خوبمون واسه کمک کردن دارن رو قبل از این حادثه دردناک زلزله واسه محبت کردن,و کمک به فقرا , نیازمندها و بیماران داشتن دنیا چه جای قشنگتری واسه زندگی میشد...
همیشه همین بودیم. وقتی یکی میمرد میشد ادم خوبه ی داستان! وقتی یکی میرفت دلتنگ میشدیم و وقتی این بلاها نازل میشد یادمون می افتاد باید انسان باشیم !
بیاید اینطوری نمونیم!

چیزی نشده!

میگفت بعضی ادمها هستن که هر بلایی سرشون بیاد , با هر کسی برخورد کنن و هرچند سال هم بگذره باز هم ماهیت درونشون همون میمونه , اتفاقات زمانه تغییرشون نمیده
تو هم همینطوری بمون 

اتفاق خاصی نیفتاده فقط دارم خودمو مرور میکنم میبینم هنوز همون ادم سابقم , فقط تجربه هام بیشتر شده , خام بودنم کم شده 
دارم میپزم :-D
۱ ۲ ۳ . . . ۸ ۹ ۱۰
من به انان نزدیک هستم..! اجابت میکنم دعای ان که مرا بخواند.پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان اورند.باشد که راه یابند ,بقره186
*****
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست,هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود./صحنه پیوسته به جاست,خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
*****
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

Designed By Erfan Powered by Bayan