!…سه نقطه های دلم…!

هرچه فکر شما بزرگتر باشد,به همان اندازه بیشتر به افکار دیگران احترام میگذارید!

لجباز:||

همه یه روزی دانش اموز بودن اینو میفهمن!
یه وقتایی که میخوای درس بخونی ساعتو میبینی مثلا اینه 13:50 باخودت میگی  ده دقیقه دیگه میرم میخونم! 
متاسفانه این شرایط در کنکوریها به شدت دیده میشه! منم اون اوایل اینطوری بودم ولی خب دیگه درست شدم:))
امروز انگار اخر خط بود:|| هی مامانم اومد صدام کرد از صبح هی من خوابیدم 
دیگه اخرین بار تسلیم شدم ولی ساعت یک و نیم ظهر بود:|| توی این چندماه کنکوری بودنم این اولین بار بود که اینقدر خوابیدم:(((
البته تا ساعت چهارصبح بیدار بودم ولی بازم دلیل نمیشد 
تا الان که شب شده من دو ساعت درس خوندم :||
 امروز تهی تهی بودم, حتی حوصله حرف زدن هم نداشتم:|
هی با خودم میگفتم حواست هست چیکار داری میکنی؟الان چقدر ثانیه هام حتی مهمن؟هیشکی نبود جوابمو بده:||
اعصابم خورد شد:/ 
یک عدد لیمو هستم با دوساعت مطالعه:|| 

آزمون خود را چگونه گذراندید؟با داد و بیداد:))))

حوزه ازمون رو بخاطر عید عوض کردن.یه کانون بود رفتم اونجا میترسیدم از جام تکون بخورم از بس ترسناک بود:/
امروز تعدادمون از نصف هم کمتر بود!!! خیلیها تو کنکور فقط سیاهی لشکرن انگار 
ازمون که شروع شد هی شروع کردم به لرزیدن!خیلیییی سرد بود.شوفاژ که نداشت همون بخاری هم بی تاثیر بود 
همه ساعت نه و نیم رفتن من یک ساعت دیگه تحمل کردم و جواب دادم.
بعد رفتم دیدم دوتا از دوستام و استاد و یه اقایی دارن تصحیح میکنن از بیکاری!!:)) 
دوستم گفت لیمو میخوای ازمون تورو هم بررسی کنیم؟
گفتم نه نمیخوام ابروم میره:))
استاد گفت ما که بیکاریم بیا ببینم چیکار کردید
سوال یک؟گزینه سه......سوال سی؟گزینه دو....
نگام کرد گفت بیداد کردیاا!! منم حواسم به پوسترهای دیوار بود گفتم چی فرمودید؟گفت :میگم بیداد کردی خیلی عالیهههه 
و من لبخند:)
رسید به شیمی گفت جهشی پیشرفت کردیاا:)) 
شیمی تاثیرات کمپ بود واقعا:)
فقط این دفعه ریاضی رو کاملا سفید رها کردم به دو دلیل! 1.بیشتر سوالای هندسه بود 2.خیلی سرد بود تمام ماهیچه هام منقبض شده بود!مجبور بودم برم دیگه 

الان چون بیداد کردم شب میرم عروسی:))فقط نمیدونم چی بپوشم:|

:| هستم!

اینجا دفترخاطراتمه که:(
اگه برم فکرم خیلی مشغول میشه:((
من از همین تریبون اعلام میکنم جوگیر شدم:| 
وقتمو نمیگرفت که:| 
من نمیرم:||

تو را من چشم در راهم...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ثانیه ها

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

1_365

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

عکس من:))

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

کمپ خود را چگونه گذراندید؟:))

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

صفحه گپ

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

کمپ نوروزی پیش از نوروز :))

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

همینطوری

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ارزوهای بزرگ

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

من در جریان نیستم!!!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

حس قشنگ امروز

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

سلامتی در خطر

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

این پست رو حتما بخونید

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

حس خوب نیمه شب

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

میشه با ماشینتون عکس بگیرم؟!!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

شک دارم به این حال بشه گفت خوب!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

باورم نمیشه ارامش قبل از طوفان بوده

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
سلام
به وبلاگ"شخصی" من خوش آمدید
لطفا به شخصی بودن این پنجره احترام بگذارید :)
******
زندگی تفسیر سه کلمه است:
خندیدن، بخشیدن، فراموش کردن،
پس تا می توانی،
بخند، ببخش، فراموش کن.
*****
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست,هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود./صحنه پیوسته به جاست,خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
*****
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

Designed By Erfan Powered by Bayan