!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

38.یوهووووع من خرس دیدم! من خرس دیدم :))

ظهر داشتیم ناهار میخوردیم پدرجان یهو گفت میاید بریم فلانجا؟!!! یهو همه گفتن ارره! من گفتم نههه من امروز با برنامه خاصی دارم درس میخونم
هیچی دیگه بعد از کلی صحبت منم راضی شدم(گفتن اصن بدون تو نمیشه ما نمیریم :)) )
از شهرخارج شدیم.رفتییییییم دور دورا!! رسیدیم به دریاچه ای که یک هزارمش مونده بود.هوا سرررررد بود طوفاانی بووود!! هرکی میومد از ماشین پیاده میشد و سریع برمیگشت داخل و د برو که رفتیم :) ما رفتیم کلی عکس گرفتیم و از بس با صدای بلند خندیدیم وقتی برگشتیم توی ماشین خس خس میکردیم هممون! کلا منجمد شدیم
دوباره رفتیییییم! حالا دیگه بین دوتا کوه گیر افتاده بودیم! یه روستاهایی بودن خیلی باحال! پیرزنها و پیرمردها نشسته بودن جلو افتاب ماهم که بینشون غریبه بودیم همینطوری نگاهمون میکردن!
بعد از کلی سفر زیارتی!(یه امامزاده) و سیاحتی و یخ زدن تصمیم گرفتیم برای اینکه گم نشیم همون راهی که اومدیمو برگردیم.حالا دیگه خسسته بودیم>> همه ساااکت و داغون یهو لیمو جیغ میزنه ماشین هم که سرعت زیادی داشت یهو با صدای فجیع لاستیک متوقف میشه!! هی میگفتم اون چیییه؟وااای نههه خرسههه! نه خووکه!نه گرازههه!! خخخ :))
بابام گفت بازم خطای دیده همیشه همینطوری مارو دست میندازی :)) حالا هرچی من میگم نهه خودم دیدمش! بیاید ببینید اونا میخندن!
رنگش تقریبا سیاه و خاکستری بود و اینقققدر با محیط وبوته ها و خاک سازگاری داشت که به سختی دیده میشد
هرچی نگاه میکردم نمیدیدمش که حداقل دوباره ابروم نره! بگن اشتباه دیدی.یهو پسرمون یه سوووت بلند زد اونم دوید دیدیمش! 
من خرس دیدم!! خیلیییی نزدیک!! خیلیییی!!!
خب به من چه که هروقت رفتم باغ وحش خرس نبوده الان ذوق زده شدم :)) خرس بووود :)
(خودم میدونم کلا امروز خانوادگی الکی شاد بودیم!!)البته از حق نگذریم که همه اش برنامشون بوده منو شاد کنن! منم که کلا شاد!
خب دیگه بسه!

_یادتونه گفتم قراره یه تحقیق اینترنتی بفرستیم واسه استاد زیستمون؟!! اخرین روز از مهلتش یادم اومد! متنی که در نتیجه تحقیق و باز و بسته کردن کتابهامو و .... نوشته بودمو به صورت pdf میخواستم بفرستم که یادم اومد ویندوزم فعال نیست :-( هیچی دیگه همینطوری کپیش کردم توی صفحه جیمیل و فرستادمش
فرداش قبل از کلاس به همه گفتم و گفتم که اگه اقای دال اومد یه چیزی گفت که مثلا بهم بفهمونه اشتباه فرستادم و اینا شما نخندین لطفا!! وقتی اومد هی بقیه باهاش صحبت میکردن منم هیچی نمیگفتم! فقط میدیدم درحالی که داره به اونا گوش میده هی زیر چشمی به من نگاه میکنه لبخند میزنه! اول به خودم شک کردم نگای سرتا پام کردم که نکنه یه وقت یه جاییم مشکل داره! با خودم میگفتم یعنی چی خب هی منو نگاه میکنه حواست به خودت باشه!
طاقت نیاوردم یهو گفتم لطفا اجازه بدید قبل از اینکه خودتون بفرمایید من توضیح بدم! پرید وسط حرفم گفت نه اتفاقا میخواستم بگم بین ۷۰_۸۰ نفری که واسم تحقیق فرستادن مال شما  عااااالی بود! لذت بردم واقعا افرین!!
گفتم مطمینید مال من بوده؟!! همه هم با خشم منو نگاه میکردن!خب به من چه !! 
بسی ذوق زده گشتیم! انگار منو گذاشتن واسه زیست اصلا! همش سوال واسم پیش میاد! همش کنجکاو میشم! :) اخرش یه چیز جدیدی ارایه میدم.بااید بشه!

برم درس بخونم!هنوز هم وقت دارم روزمو از دست ندم :) من دوست دارم دندون قبول شم!
خدایا شکرت :)

امامزاده 
  روستای باحال! 
 اینم معلوم نیست مال کیه! دقیقا روبروی دریاچه بود

۱۸ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
hdn
۱۹ آذر ۱۸:۳۰
خوب کاری کردی که یه حال و هوا عوض کردی?
ببینم این عکسا برای کدوم سمت کشور هست? جنوب، شرق و ،،،،،، آیکون چشمک

پاسخ :

شما که باید بدونی من کجا زندگی میکنم عزیزم :)
خشکن؟! من جای خوش اب و هوایی زندگی میکنم,اینجاها هم همش برف میزنه ولی نمیدونم چرا اینطوری هستن!!!
میشه گفت این عکسها جنوب غربن
بالای آسمان
۱۹ آذر ۱۹:۴۰
خیلی هیجان انگیز بود
+خیلی خوبه مه در این زمینه مستعد هستید؛ ان شاءالله در آینده تبدیل بشید به یه پزشک مومن و انقلابی که هوای فقرا رو داره 

پاسخ :

:-)
انشالله انشالله 
تلاشمو میکنم
samaneh
۱۹ آذر ۲۱:۰۹
موفق باشی خانوم دندان پزشک :(

پاسخ :

مرسی خانوم فیزیوتراپ! شمام همینطور
البته هنوز ک معلوم نیست!! به امیدخدا که بشه
حالا چرا ناراحت؟ :-\
Mr. Maleki
۲۰ آذر ۰۱:۳۹
سفر های کوتاه بهترین منبع انرژی هستن.
یه نفرم بود خانوم بود و اتفاقا قبل کنکور عاشق زیست بودن و با یه رتبه ی خوب رشته زیست شناسی رو انتخاب کرده بود.
همون یه نفر الان به طرز فجیعی از زیست تنفر داره.
.
برایتان دندون آرزومندیم :))

پاسخ :

اره
واقعا؟!عجب عجب
من که زیستو انتخاب نخواهم کرد.ولی پیگیری چرا
ممنون,انشالله :-)
parisa
۲۰ آذر ۰۳:۱۸
سلااام عزیزم چطوری شما؟؟
چقدر دلم تنگیده بود برای متن هات..
به بههه چ جایی هم رفتید :))
خوش بگذرره ان شاالله همیشه :)
وااااای‌خرس دیدددی؟؟؟ عجب خفن باباااا‌ :)))

پاسخ :

سلام دوسی
مرسی خوبم تو چطوری؟
اره خعلی باحال بوووود 
ممنون همچنین
خخخ ارررره هنوز یادم میاد ذوق زوده میشم!!
samaneh
۲۰ آذر ۰۷:۲۵
کیبوردمو آپدیت کردم این پرانتزا وارونه میااااااااد
ببخشید:* :* :* :*

پاسخ :

:-)))
نمیخوای برگردی؟
من .
۲۰ آذر ۰۷:۳۳
خرررررس؟ 
اغااااااا
تو چه شجاعی 
من بودم سکته رو زده بودم 
من حتی راز بقا هم نمی بینم خوف می کنم شب تو خوابم میان :|||||

پاسخ :

خخخخ خیلیییی بهم نزدیک بودییییم!!! من اینطرف جاده بودم اون بین درختا اون طرف
رافائل
۲۰ آذر ۰۸:۲۲
سلام عزیزم. امیدوارم همون دندون قبول بشی.

پاسخ :

سلام بانو
انشالله.ممنون
تلاشمو میکنم که هیچ پشیمونی ای نباشه
samaneh
۲۰ آذر ۱۳:۲۷
فعلا نهـ
یکم نیاز دارم دور باشـَم
ولی دنبالت میکنممم
موفق باشی❤❤❤

پاسخ :

باشه عزیزم هرطور صلاح میدونی
توهم همینطور :-*
توتو
۲۰ آذر ۱۵:۳۶
وووووی من بودم سکته کرده بودم تا حالا چ دختر شجاعی هستی تو
حالت خوبه لیمو جونم؟؟

پاسخ :

نترس نترس :-) مرد باش :-)))
مرسی عزیزم خداروشکر خوبم.توچطوری؟
سآرآ
۲۰ آذر ۲۳:۰۶
سمـــــــانه ؟!!

پاسخ :

اوهوم
مگه ازش خبر نداری؟
( ک) شباهنگ
۲۱ آذر ۰۶:۲۴
سفری کوتاه هیجان انگیز و عکس های زیبا
و یک بانوی شجاع .. همیشه شاد و پیروز باشید 

پاسخ :

واقعا هیجان انگیز
:-) شجاع برای حیوانات اره!ولی برای حشرات عمرا!! یه داستانهایی از سوسک دارم که اگه بشنوید ازم قعط امید میکنید همگی :-))
ممنون ,همچنین
مِـــــهرسان ...
۲۱ آذر ۰۹:۴۲
وااااااااای معلومه چه آبُ هواییم داشته ها
من با دیدن عکسِ دوم حسابی حالم عوض شد (الکی مثلا)
ولی جای نسبتا پرتی بوده ها... شاید دیدن خرس تو همچین جایی طبیعی باشه که هست
ای کاش یه جوری میدیدیش که کاری از دستت بر نمیومد و کلا خورده بودت ...منم یه نفس راااااااحت میکشیدم ازت.خخخ
خداروشکر ....چن وقتی میشد احساس میکردم اونقدرا دیگه شاد نیستی ولی الان میبینم تو همون دختر شیطونِ قبلی
ان شاءالله دخترم...با تلاشی که داری مطمئنا نتیجش رو هم میبینی

پاسخ :

:-)))) خرسه بیا منو بخور تا راحت شه :-)))
میگم ک از شهرکلا خارج شدیم.بین کوه و دشت بود خرسه!اخرش هم رفت توی غار
وای باورت میشه اعضای خونه از دستم عاصی شدن از بس اذیتشون کردم!!! ولی بیرون از خونه کاملا اروم و خشک و به قول دیگران مغرورم!
انشالله.مرسی عزیزم
منم امیدوارم به هدفت برسی
samaneh
۲۱ آذر ۲۱:۰۷
ساراااااااااااااااا
منممممم دلم برات تنگ شدهههههههه 😫😫

+ببخشید لیمو تنها مکان ارتباطیم با سارا اینجاست :|

پاسخ :

راحت باش عزیزم
Mr chapool
۲۲ آذر ۱۳:۳۳
چه جای خوبی بود
همیشه خوش بگذره
فک کنم شمام از اونایی هستی که میگن هیچی نخوندیم برا امتحان بعد نمرشون از همه بالاتر میشه هاا :))

پاسخ :

:))
ممنون همچنین
اه اه اینقد بدم میاد از اونااا که نگو مهندس! من همیشه حقیقتو میگم! الان مثلا امروز گفتم من خوندم خوب هم خوندم ولی حس میکنم هیچی یاد نگرفتم!!! 
حالا خودتون قضاوت کنید امتحانی که حتی اون نخونده ها هم نمره بالا میگرن بعد کسی که همیشه max کلاس بوده ۵/ نمره نگیره :)))))
حالا اونا ک خوبن!! یه عده هستن سرکلاس هم خودشونو میزنن به خواب!! بعد میفهمی اینا قبلا کلاس کنکور رفتن
کلا بدم میاد از این کارا :-)
پرتقال
۲۲ آذر ۲۱:۴۱
چه جالب واقعا خرس بود؟من تا حالا غیر از یه بار تو باغ وحش ندیدم.
راستی ممنون بابت رمز.

پاسخ :

من ندیده بودم
اره واقعا خرس بود!!
خواهش میکنم :-*
:)
۲۳ آذر ۱۲:۵۶
سلام لیمو جونم خوبی؟ 
گاهی این سفر ها کلی انرژی مثبت داره :)
انشاءالله همیشه همراه خانواده شاد و سلامت باشی...
خرس ^_^
موفق باشی دندون پزشک آینده :)

پاسخ :

سلام عزیزم..ممنون خوبم توچطوری؟
اره واقعا....
انشالله و همچنین
واااییی مرسی :-)
سینا
۲۳ آذر ۲۰:۴۸
من از اونایی هستم که بعد امتحان میگم خراب کردم ولی بعدش نمرم خوب میشه. من در مورد همه نمیدونم ولی من واقعا بعد همه امتحانا واقعا واقعا واقعا حس میکنم خراب کردم. شاید مشکل از ذهنمه نمیدونم از چیه. ولی امتحانی نبوده بعدش حس نکرده باشم شدیدا خراب کردم. هرچند تهش نمره هام خوب بوده معمولا

پاسخ :

:))) مشکل من.و شما کمبود اعتماد به نفسه همین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
من به انان نزدیک هستم..! اجابت میکنم دعای ان که مرا بخواند.پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان اورند.باشد که راه یابند ,بقره186
*****
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست,هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود./صحنه پیوسته به جاست,خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
*****
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان