!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

33.معجزه در یک قدمی مرگ...

از دایره میام بیرون و دقیق میشم...
میبینم اونقدر مشغول زندگی و درس و کنکور شده بودم که یادم رفته بود دنیا چقدر میتونه کوچیک باشه و خدا چقدرررر بزرگ ...
سرنوشت و زندگیم میتونست به بدترین شکل ممکن رقم بخوره
امشب خدا یک بار دیگه قدرت و مهربونیشو بهم ثابت کرد…
یادم اورد که من هیییچییی نیستم و حتی نفس کشیدنم هم دست خودشه

داشت میرفت بیرون که مامان بهش گفت امشب نرو , اما گفت زود برمیگردم و رفت
دوساعت بعد از حیاط صدای ماشین اومد فکر کردیم برگشته اما صدای مهندس بود , چرا یهو سر از خونه ما در اورد؟
من رفتم اتاقم اما صداشو شنیدم , حتی صدای گریه هم شنیدم :| فقط یادمه ناخوداگاه همونجا نشستم و سرمو گذاشتم روی زمین
هیچی از ماشینش نمونده , خودش اما سالم سالمه…
مهندس رفت , منم رفتم اتاقش...توی تاریکی نشسته بود کنار تخت و سرشو با دستهاش گرفته بود , بی صدا گریه میکردم و دلم میخواست بغلش کنم اما میدونستم که اگه دستم بهش بخوره اونم نمیتونه خودشو کنترل کنه و غرورش میشکنه
یک ساعت بی صدا کنار همدیگه نشستیم و رضایت به ترکش دادم :|
خدایا به معنای واقعی شکرت که یک بار دیگه بهم شانس زندگی دادی , از همه مهمتر به خودش اجازه دادی بمونه
اگه تو نمیخواستی من الان یا توی بیمارستان بودم یا زبونم لال...
تمام کودکی و کودکانه هام با داداشم بود , شیطنتهام , بزرگ شدنم , همه ی لحظاتمو کنارم بود , نمیتونم بدون اون خودمو تصور کنم 
خدایا هزار بار شکرت...


۲۳ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
نسیم ...
۲۴ آبان ۲۱:۵۹
خداروشکر بخیر گذشت...

پاسخ :

اوهوم :'( خداروشکر...
ممنون
نسیم ...
۲۴ آبان ۲۲:۰۶
ناراحت نباش دیگه...

پاسخ :

کاش میشد نسیم
وقتی فکر میکنم ممکن بود چه اتفاقی بیفته تمام تنم میلرزه :-\
بانو. میم
۲۴ آبان ۲۲:۱۰
شکرررررر به خیر گذشت
صدقه بدین 

پاسخ :

واقعا شکر...
چشم , ممنون
Mr. Maleki
۲۴ آبان ۲۳:۴۴
خدا رو شکر..
خیلی بزرگ تر از اون چیزیه که فکر میکنیم..

پاسخ :

بله واقعا...امیدوارم منو بخاطر لحظاتی که "نیستم" ببخشه
ممنون
мαriα :-)
۲۵ آبان ۰۰:۱۶
میدونم چه حسی داری .. یخورده زمان میخاد در حد یکی دو روز، به خودت فشار نیار و یکم فکرتو مشغول کن...
عزیزم خدا رو شکر بخیر گذشته :-٭

پاسخ :

مرسی که درک میکنی عزیزم...
امیدوارم زود یادمون بره :-(
خداروشکر
:-*
f1378
۲۵ آبان ۰۲:۲۶
خدا خیلی دوست داشته که داداشت رو واسه تو و مامان بابات سالم نگه داشته.

پاسخ :

اره واقعا..خداروشکر
نانا
۲۵ آبان ۰۲:۵۶
خداروشکرررررررررررر ک بخیر گذشته ،خداروشکر
چن وقت پیشم یه نفر زده بود ب ماشین بابای من کلا جلوش له شده بود و فقط خدا رحم بابام کرده بود ک الحمدالله حتی دستشم زخم نشده بود خداروشکر 
صدقه بدید و خداروشکر کنید چیزی نشده
استرستو حستو درک میکنم

پاسخ :

خیلی بد بود نانا
خداروشکر
چشم.ممنون
من .
۲۵ آبان ۰۵:۵۰
می تونم درک کنم چه حسی داشتی با اینکه فقط 6ماهه تجربه ی خواهر شدنو دارم ولی می دونم چه شب سختی بوده برات :(
خداروشکر که خودش سالمه 
دیگه بهش فکر نکن لیمو جان مهم اینه که کنارته
صدقه بدین 

پاسخ :

مرسی عزیزم
خیلی بد بود...هنوزم بده :-(
zahra zamany
۲۵ آبان ۰۷:۲۶
برای یه دختر...
داداشش تموم زندگیشه...
خدا رو شکر ک بلا رفع شده...

پاسخ :

اوهوم :'(
ممنون
خداروشکر
کاظم لمسو
۲۶ آبان ۰۰:۲۱
خوب خداروشکر.
خدا خیلی دوستون داره...
یه تلنگری هم میزنه به ما که بدونیم دوستمون داره...

پاسخ :

اره واقعا همینه
ممنون
زهرا بانو
۲۶ آبان ۰۹:۲۴
قدرت نمایی خدا... خدا رو شکر که سالمین!

پاسخ :

ممنون عزیزم
نگار عین
۲۶ آبان ۱۲:۱۴
خداروشکر بخیر گذشته :( ♥

پاسخ :

ممنون :-*
اره واقعا
Mr chapool
۲۷ آبان ۱۴:۰۵
خدارو صد هزار مرتبه شکر که خودش صحیح و سالمه 

پاسخ :

سلام مهندس حالتون خوبه؟قصد نوشتن ندارید؟
چه عجب یاد ما فقرا افتادین :)
اره به خیر گذشت خداروشکر
ممنون
f1378
۲۷ آبان ۱۴:۰۶
دختر کجایی؟؟چرا تو ساعت کنکور تایم مطالعت رو نمی ثبتی؟؟؟
با عرض فضولی شما تو کدوم استان زندگی میکنین؟؟

پاسخ :

دوسه روزی که درگیر این موضوع بودیم خیلی کم خوندم,گراشتم همه رو باهم بفرستم ابروم نره :))
فضولی نیست بانو! من قبلا همه چیزو واضح می نوشتم تا اینکه دوستهای واقعیم پیدام کردن,از اون به بعد دیگه اسمم هم نمینویسم
الان یه جای خصوصی بگو تا بگم بهت!


باشه رمز بگو
منتظر اتفاقات خوب
۲۷ آبان ۱۸:۲۰
خداروشکر.خدا براهم نگهتون داره.

پاسخ :

ممنون
انشالله
Dr Oir
۲۷ آبان ۲۱:۳۲
چقدر خوبه که انقدر دوسش داری منم خاطره های زیاد و خوب و کیفی ای با برادرم دارم ولی نمیتونم حتی یه لحظه بودنش رو تحمل کنم

پاسخ :

:-))))) چرا نمیتونی؟برادرها خود به خود شیطون هم هستن!
خوش اومدی
parisa
۲۷ آبان ۲۱:۴۴
خداروشکر که سلامته الان... خدا بینظیره هوای دل هممونو داره...

پاسخ :

ممنون
اره دقیقا...
ماریا
۲۷ آبان ۲۳:۰۷
خدا را شکر لیمو جان ، این ماه کمی سنگینه صدقه هر روز بندازید . . .

پاسخ :

اره خیلی..
خوش امدید
مرسی عزیزم :-*
چرا من نمیتونم وارد وبتون شم؟
Mr chapool
۲۸ آبان ۰۲:۰۷
میخونمت خانوم دکتر همیشه
یه مدت خب کامنتدونیات بسته بود
درسا خوب پیش میرن ؟ 
ان شاءالله موفق باشی و بهترین نتیجه رو خواهی گرفت

پاسخ :

ممننونم شما لطف دارید
بله متاسفانه,اما سمت چپ وبلاگم باز بود:) همه اونجا نظر میذاشتن
این هفته که اصلا راضی نبودم,همش تنش و مشکل بود
انشالله دیگه از این دست اتفاقها نیفته درسمو بخونم :|
مرسی,منم امیدوارم شما موفق شید
a. mnd
۲۸ آبان ۱۲:۰۳
الحمدلله ....

سیستم نظردهی وبلاگتون چه بامزه ست. یعنی جمعه به جمعه بقیه میتونن نظر بذارن؟!

پاسخ :

نههه :-))) اون مال قبلا بود که همونطوری بود که شما فرمودین!
اما الان دیگه ازاده!
خوش امدید
رخساره
۲۸ آبان ۱۹:۰۳
خدا رو شکر که به خیر گذشت

پاسخ :

خداروشکر ...
مرسی عزیزم
محمدرضا سلمانیان‌نژاد
۲۹ آبان ۱۵:۵۷
الحمدلله
یه قربانی می‌کردید و بین فقرا تقسم می‌کردید به برکت این دفع بلا

پاسخ :

نذر میدن!
مرسی
توتو
۰۲ آذر ۱۰:۲۴
خدا رو شکر که سالمه.خدا خیلی دوستون داشته

پاسخ :

واقعا
شکر
مرسی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
من به انان نزدیک هستم..! اجابت میکنم دعای ان که مرا بخواند.پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان اورند.باشد که راه یابند ,بقره186
*****
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست,هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود./صحنه پیوسته به جاست,خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
*****
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان