!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

:))31 به یزدان که گر ما خرد داشتیم...کجا این سرانجام بد داشتیم

رفتم حیاط از باغچه های کوچولومون سبزی چیدم:) خیلی عطر خوشی اون حوالی بود و چقدر لذت بخش بود اون حس...

دارم به این فکر میکنم که کشاورز ها همیشه وقتی محصولاتشون به بار میشینه این حس رو دارن...خوش بحالشون

هرچند ما هم توی زندگی عادیمون تلاشهامون نتیجه میده...

اما امان از روزی که نتیجه بد باشه!! براتون دعا میکنم یا نتیجه نگیرید یا مثبت باشه :))

√دیشب همون دوستم سین که از قضا از اقوام (دور) پدر هم هستن تماس گرفت که بیاد خونمون...

هم بازی بچگیم بوده, روی هم رفته نه سال هم با همدیگه درس خوندیم..اما!! من و اون خیلی با هم متفاوتیم...دیشب مثلا اومده بود پیش من, شاید نیم ساعت با من گپ زد..بقیش داشت با تلفن صحبت میکرد..اصلا خوشم نیومد..ینی بهم برخورد

کارهاش,معیارهاش,اهدافش اصلا مشخص نیست...کارهایی میکنه که در حد خانواده اش نیست

مجبور نیستم تحملش کنم , نه؟ نمیتونم رابطه رو کلا قطع کنم اما تا جایی که بتونم ازش دوری میکنم , دیگه دوستش ندارم :-\

بهش هم گفتم ازت دلخورم اما حواسش به من نبود , اه 


√ اول تابستون یکی از دوستام (پریناز.ا)دعوتم کرد به جشن عروسیش...مامان و بابام مایل نبودن که برم , از طرفی هم فکر میکردم که با عروسی پسردایی بابا هم تاریخ! میشه و میتونم با این بهانه نرم و ازم دلخور نشه

امروز کارت دعوت به دستم رسید , کل خانواده رو دعوت کرده :) فرداشب هم هست...عروسی پسر دایی بابا هم چهارشنبه و پنج شنبه ست...

پس میرم! ولی با خانواده :)) 

دو روز بعدی هم که درگیر اون یکی عروسی هستم...چهار پنج روز هم احتمالا خاله و دایی و مادربزرگم بیان

شهریور شلوغ تر از این میشد دیگه خدا؟!!


√از اون ۱۴تا کتاب زبان که گفتم دوتاشو خوندم...خداروشکر زیاد وقت نمیگیره و میتونم درکنار درسهام روزی یکیشو بخونم! 

باید ساعت مطالعه ام رو بیشتر کنم , این کمه ,راضی نیستم


√مستند میراث البرتا رو به پیشنهاد مهندس چپ دست دیدم , خوشم اومد ازش...یه جاهاییش بدجوری متاسف شدم...ولی درنهایت هنوز به نتیجه ای برای خودم نرسیدم :|


√این چند روز حوصله نوشتن نداشتم و فکر کنم این پست هم بی ربطانه(!) زیاد داشت :))

شاد و موفق باشید



یازدهمین

سلاااام :)

خووووبم!خداروشکر.شما خوبید؟

دیروز سوالهای کنکور 95 رو نگاه میکردم که سر درد گرفتم حسااابی! مسکن هم خوردم خوب نشد...امروز هم که بیدار شدم هنوووز درد داشت تا همین الان که خوب شدم!

دارم به این فکر میکنم که اگه اینطوری باشم تا یک ماه بعد از کنکور خودم بستری ام که :)))

+دیروز توی راه برگشت از کلاس زبان دخترداییم س  منو دید و به زور!!!! برد خونشون

انگار توی نه گفتن باز مشکل پیدا کردم!! :-)

درسهای امروز هنوز تموم نشده که عقب افتاده های دیروزو جبران کنم

...خببببب!!! چیزی که باعث شد بیام اپ کنم ماجرای امروز بود

مامان و بابا رفته بودن ف  رو ببرن فرودگاه منم موندم خونه که درس بخونم! باز هم همون مشاوره تماس گرفت و این دفعه جوابشو دادم.

+جودیا جان معدلت چند شد؟

_۱۹/۳۰

+افرین.خب شما با استاد x اشنایی؟

_بله . ایشون فوق العاده هستن

+تا حالا با موسسه ما کار کردی؟

_خیر

+خب حالا نمره نهایی ریاضیتو بهم بگو

_۲۰

+افرین...اووممم فیزیک چطور؟

_ ۱۹

………بقیه درسها هم به همین ترتیب!!با همین نمره ها

_خب جودیا جان با توجه به همکار بودنمون میخوام با تو و پدرت هم زمان صحبت کنم

تا اومدم بگم خونه نیستن اومدن!!!! منم رفتم و صداشون کردم

نیم ساعت ایشون توضیح میدادن و ما تایید میکردیم

چند تا سوال ترکیبی و سخت هم البته از نظر خودشون از من پرسیدن و منم جواب رو توضیح دادم!! دیگه میدانی نبود که صحبت کنن! گفتن شما هرچقدر هم ترکیبی بخونی نهایتا ۳۰% سوالاتو جواب میدی! :|

حالا من همه سوالاتشونو جواب داده بودما!!!

بعد هم قرار شد ما فکرهامونو بکنیم و ایشون دوباره تماس بگیرن واسه سفارش لوحهای اموزشی!!!

√من اگه نخوام باید کی رو ببینم؟! دست از سرم برنمیدارن....!

این دومین موسسه هست که تماس گرفته

حالا ایشون خیلی عالی بودن و فقط مشاوره دادن

موسسه قبلی میگفت شما حق نداری به پزشکی فکر کنی وقتی داری بدون کلاس و لوح با تلاش خودت پیش میری!!!!!!! مگه داااریم؟!؟!؟! تا یک هفته افسردگی داشتم :)

ظاهرا اینها میگن که با توکل به خدا+تلاش و پشتکار+برنامه ریزی+محیط ارام و خانواده+منابع خوب =موفقیت ناموجود!!!!!!

√شاید مبحث احتمال رو سفارش دادم!

دهمین

سلاممممم

باید بگم کهههههه :)))

واتساپ و تلگرام و ... حذف کردم

اون یکی وبو هم غیر فعال میکنم...

بیشتر درس میخونم بیشتر تلاش میکنم ..کمتر وقت تلف میکنم و من ‌، جودیااا مووووفق میشم حساااابیییی :))

و به راحتی نرسید انکه زحمتی نکشید:)

نهمین

سلام :)

خوووبم

همونطور که گفتم برنامه خیلی فشردست و معمولا اون برنامه ای من واسه یک روز در نظر گرفتم توی دوروز خونده میشه :)

ولی خب من توی این راه نه ناامیدی دارم نه جا زدن و کم اوردن

تا ته خط با انرژی میرم :)

یک ذره هم احساس خستگی نمیکنم،خوووبِ خوبم :)

شما هم خوب باشید :)

هشتمین

سلااام

ویراستار جدید ساعت دو نیمه شب صحبت میکنه :))

من واااقعا قصدم خوندنه اما نمیدونم چرا این اشتباهاتِ علمی ِ   کتابهایِ اموزشی چشمم رو میگیرن!!!

الان داشتم از روی یک کتاب فوق العاده معتبر شیمی میخوندم..."مطمئنم همتون میشناسیدش" که بازم اشتباه پیدا کردم و از اول کتاب آدرسِ ایمیل مولف رو برداشتم و همین الان یه ایمیل با توضیح اشتباه فرستادم :))

نمیدونم قراره با این ویرایش هام به کجا برسم :))

من که حالم خیلی خوبه و حس جالبی دارم!!!

تا الان بشمریم کتابهای ویرایش شده منو :))

۱. عربی

۲.زیست

۳.ریاضی

۴.شیمی

:)))

کتاب بعدی رو حدس بزنید :))

هفتمین

سلاااام

ویراستار صحبت میکنه :)))

خب براتون بگم کهههه :)))

داشتم درس میخوندم!! با خیال راحت!!!

یهو به خودم اومدم گفتم حالا تو اینطوری درس میخونی مطمئنی تا اخر تابستون تموم میشه؟؟

جودیا گفت معلومه که :|

هیچی دیگه نشستم تا هفته سوم شهریور درسهارو مشخص کردم که هر هفته چی بخونم و چقدر بخونم،بعضی از کتابها خیلی زودتر تموم میشن و میتونم مرورشون کنم

اما زیست وشیمی نه،فقط خلاصه هایی که نوشتمو میتونم هی مرور و مرور و مرور کنم :))

خلاصه که یه برنامه خــــــــــــــــــیــــــــــلــــــــی فشردست!! یعنی شبها هم بیدار باشم شاید تموم شه :))))

ولی خب هرکی ******** میخواد باید جور تلاش زیاد هم بکشه :)))

فردا امتحان زبااان داررم :)) زبان تنها درسیه که مطمئنممممم بالای 95% میزنم :)))

بقیه درسها هم تلاش و توکل به ایزد منان..

امیدوارم هممممه موفق و شاد باشن :)

تا وقت بعدی که پیدا کنم واسه اپ کردن خدانگهدارتون :)))


ششمین مطلب جودیا

سلااام

جودیا که حالش خیلی خوبه :) شما خوبید؟؟

باید بگم اون دو تا کتابی که توی ویرایش به مولف کمک کردم زیست و عربی بودن

و و و و اینکه دیروز هم توی کتاب ریاااضی باز اشتباه دیدم  من و ایمیل به مولف و حس افتخار و شادی یهووووی.... :)))

اصلا یه حس جالبیه:))

مهمونها که برن منم سخت تر از قبل میخونم :)


پنجمین مطلب جودیا

سلام! عیدتون مبارک

امروز هم عااااالی :) خوووندم حسابی

راستش دوست دارم پست قبلی یعنی شماره چهار ثابت این بالا باشه همش ببینمش!!!

از فردا هم که مهمون و تفریح و... و این یعنی درسها اونطور که باید خونده نشن :|

ولی خب میخونم

موفق باشید...شاااد باشید

سومین مطلب جودیا

سلام!

امروز هم مثل دیروز عالی بود...خوندم و خوندم...

و خوندن همچنان ادامه داره...!

حالم خوووبه وقتی خود خودمم!

اخه جودیا اهل تلاشه...مثل رود در جریانه..مرداب بودن تو کار ما نیست :)

کافیه متوقف شم...اونوقت دپرس بودن میاد سراغم!

فکر کنم قراره کلا نیمه شب پست بنویسم...چون درطول روز نمیام سراغ گوشی و کامپیوتر و....

من برم بخوابم که فردا صبح زود باید بیدار شم!

ممنونم از همتون که هستید..

دومین مطلب جودیا

سلام

امروز شروع کردم!

از هشت صبح...

خوندم استراحت کردم و خوندم و خوندم و خوندم تا یک ساعت پیش!

درسهای تخصصی رو ک میخونم خلاصه نویسی میکنم

و در پایان روز درسهای عمومی که خوندمو تست اموزشی میزنم که جنبه مرور داشته باشه و درسهای تخصصی هم خلاصه هامو مرور میکنم تا وقتی که یه فصل تموم شه و بعد شروع کنم به تست زدن،چون تموم کردن یه فصل زیست "مثلا" برابر با خوندن دو سه درس معارف "اینم مثلا" هست

از خودم راضی بودم امروز..فقط دوتا نکته

۱.حجم درسهایی که میخونمو بیشتر کنم

۲. موقع درس خوندن یهو یاد ارزوم نیفتم!!! .

.

.

وای خدای من! یعنی میشه که رشته مورد علاقه ام (***) قبول شم؟؟ تلاشمو میکنم

پ.ن: صبحا که بیدار میشم دو صفحه ترجمه و شبها هم که میخوام بخوابم براساس میزان خواب الود

ی و خستگی و ... بیشتر از دو صفحه ترجمه قران میخونم...بهم ارامش میده و نظمم رو افزایش

به امید یه فردای بهتر

آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan