!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

تو دختری!!!

اون تفریحه بود رفتم؟! با بچه ها و معلمم
اونجا علاوه بر دوستهای خودم چندتا از بچه های سال پایینی باحال هم باهامون بودن
یه پیغام داشتم از یکیشون که سه شنبه دورهمی گرفتم خوشحال میشم تشریف بیاری! تم؟قرمز و مشکی! مکان؟ انتهای فلان خیابان!
اون پستم بود گفتم دوست ندارم نه بشنوم؟ همون!
الآن نه شنیدم! اجازه ندادن برم
دلایلش :اگه دوست خودت بود یه چیزی , اگه میشناختیمش یه چیزی , همچین مهمونی با همچین شرایطی مشکوکه! خطرناکه , نمیشه به همه اعتماد کنی
گفتم تنها نمیرم که! فلان دوستم هم دعوته(این دوستم رابطه اش با خانواده ام از خودم بهتره)
گفتن نه! تو دختری :||||||
میدونی من هیچوقت بخاطر جنسیتم توی خونمون محروم نشدم از چیزی . هیچ وقت هیچکدوم از کلیشه های جنسیتی اطرافم رو حس نکردم
یک آزادی کنترل شده داشتم.هیچ مشکلی هم واسم پیش نیومده
شاید این مهمونی مناسب من نبود و مخالفتی نداشتم اما این جمله انقدر بهم برخورد که سکوتمو شکستم
اصلا حسود نیستم! اما گفتم چطور فافا اجازه داره فردا شب تا نیمه های شب با دوستاش بره کافه و تولد بگیره و سورپرایز شه و بره عروسی بچه های گروهش و هیچکس هم ازش نپرسه کجا بوده اما من چون دخترم اجازه ندارم برم مهمونی که همش هم دختره ولی شما بدبینید؟
به هیچکس اجازه نمیدم من رو بخاطر جنسیتم محدود کنه

اصلا اون مهمونیه واسم مهم نیست.اما همین جمله باعث شده جنگی درونم شکل بگیره که چیکار کنم که این داستان "تو دختری..." واسم ادامه دار نشه!
چون من هم خدا رو میخوام هم خرما رو! هم دلم میخواد دختر خوب بابام باشم هم دلم میخواد بخاطر جنسیتم این چیزها رو تحمل نکنم
پیش اومده،متاسفانه....
منم همیشه جواب میدم (:

فکر کنم توی یه برهه ای واسه هممون پیش میاد

میدونی همه این حرفهامو با ارامش گفتم نه سروصدا.اما وقتی جدی میشم انقدر قیافه ام یه مدلیه که ملت هم جدی میگیرن :))) ولی تو فکرم که فقط حرف زدن کافی نیست که.عمل هم میخواد.چیکار کنیم حالا؟!
به نظرم میشه به پدر و مادرت حق داد
این رو به سن من برسی متوجه میشی
بعضیا از محدودیت ها واقعا محرومیت نیست معنیشون
منظورشون این بوده که نری امن تره
نتونستن جور دیگه ای بیانش کنن، همین:-)
همیشه هرقدمی برداشتم با خبر بودن.زیر نظر خودشون بوده اسوکا
الان هم با این نرفتنه مشکلی ندارم.با دلیلش مشکل دارم
چون اگه همین شرایط واسه داداشم پیش اومده بود کسی چیزی نمیگفت
اگه چیزی واسه من بده واسم اونم باید بد باشه
یعنی چی من دخترم ؟!

نه من داد و بیداد میکنم :)))))))
من تا حدودی موفق شدم :))
:)))
افرین.عالیه
مرسی :دی

*.*
:-* :-*
یعنی چون دختری آسیب پذیری تری و حق دارن در موردت حساس تر باشن...
آسیبی اونجا نبود به نظرم
منظور بدی از لفظ تو دختری ندارن.
ببین لیمو تو داداشت رو با خودت مثال زدی.
منم داداش دارم.
اما نگاه مثلا داداشت اگه ساعت ۱۲ شب بیرون باشه شاید مشکل خاصی پیش نیاد.
باید پذیرفت چون جنسیتش فرق داره و قوی تره.
نگاه بدی بهش تو جامعه نیست و امنیت بیشتری داره.
اما دختر مثلا ۱۲ شب بیرون باشه هم جلوه خوبی نداره هم امنیتش به نسبت کمتره.
اصلا نگاه مردم رو بی خیال گور بابای نگاه مردم به دختر.
حرف حرف وجود امنیت هست.
امنیت از همه نظر.
واقعا شب بیرون رفتن و تنها بودن واسه دختر سخته و خود آدم آرامش و امنیت نداره.
بازم نظرت محترمه رفیق💙✌
من نمیخواستم شب برم بیرون.خودم هم همچین چیزی  دوست ندارم
ظهر تا عصر بود
اصلا با اونجا که میگی باید پذیرفت جنسیتش فرق داره موافق نیستم چون مشکل اصلیم همینه! کی گفته چون پسره قوی تره؟
ممنونم از نظرت

منم با خط اخرت موافقم-__- 
ولی میدونی الان یاد خودم و خواهرم افتادم که از بعضی کار منعش میکنم شاید بیخود باشه برا اون و از من ناراحت شه اما حالا من نگاهی بالاتر از اون دارم و بهتر میدونم چی براش خوبه چی بد ولی باز سن اون باشم داد و بیداد میکنم که نه تو اشتباه میگی:/ و چرخه هی تکرار میشه:)) :/
از این زاویه که به قضیه نگاه کنی درکش اسونتره! جالب بود
ممنون
محدودیت به خاطر جنسیت...
راستش تو این موردِ به خصوص ، زیاد حرف وحشتناک و بدی نیست !
خب اگر من رو بشناسی میدونی فمینیست دو آتیشه ام :))) اما خب بعضی مسائل متفاوتن ...
دختر بودن در همه جای دنیا یک سری محدودیت ها با خودش به همراه داره...
اگر بخوایم ایده آل فکر کنیم ، میگیم نباید این اتفاق بیفته و همه ی افراد جامعه باید دست به دست هم بدن تا امنیت و آرامش خاطر خانم ها فراهم باشه تا شاهد چنین محدودیت هایی نباشیم !
ولی خب عملا و متاسفانه ممکن نیست ...
و تو به عنوان یک زن ، به خاطر امنیت جسمی و روانی خودت ، محدود خواهی بود :) کلمه ی محدود بودن حس خوبی نداره... 
اما این محدودیتی که تحت عنوان "تو دختری" آزارت داد ؛ فقط به خاطر امنیت خودته :)
اصلا بالام جان تو باید خودت اول امنیت خودت رو بسنجی ! اصلا لازم نبود حتی مطرحش کنی با خانواده ات ! خودت باید یه "نه" گنده بهش میگفتی :) 
بعضی مسائل خیلی ساده به نظر میان ! اما میتونه ساده نباشه ! 
یه مهمونی با تم قرمز ، یه دختر خوب سال پایینی !!! 
میتونه داخلش اون جور که باید امن نباشه ... ، نمیشه ؟ 
برات سوال ایجاد نشد که این سال پایینی چرا باید منِ نسبتا نا آشنا رو دعوت کنه ؟ پس قطعا مهمونیش میتونه پر از افراد نا آشنا باشه.... هوم ؟؟؟ :) 
تو قراره به زودی مستقل بشی لیمو...
و مهم ترین مساله حفظ امنیت خودته ....
برای وارد شدن به حریم شخصی ترِ دیگران ؛ از یک چای ساده خوردن در منزل تا مهمونی و ... نیاز هست هم خود طرف رو مدت ها بشناسی و هم اطرافیان طرف رو :)
همه ی این مسائلی که پیش میاد بزرگت میکنه :) سعی کن باهاشون بزرگ شی ...

اخه مریم من با نرفتنه مشکلی نداشتم.با نوع مطرح کردنش مشکل داشتم
این دختره از اون دسته دوستامه که خونمون نیومده و نمیشناسنش و ... ولی خودم هرچی اردو و تفریح رفتم این هم بوده
ظاهرش عجیب بود صرفا :)))

ولی میدونی با این کامنت بیشتر از اون مهمونی به یه چیز دیگه فکر کردم
یه بار یکی از دوستام بهم گفت دوست داشتی پسر بودی؟ته دلم جوابم نه بود چون با دختربودنم مشکلی نداشتم.تا حالا انقدر نخواسته بودم دور شم که به همه ی جوانبش فکر کنم
اما این روزا هرچی بیشتر میرم جلو متمایلتر میشم به اون سمت که دلم میخواست پسر باشم "با این تفاسیر"

چشم.ممنونم :-*
وقتی بابا اشتباه میکنه دلیلی نداره ادم دختر خوبش باشه.تو خودت الان یه انسان بالغ محسوب میشی.
همیشه شکستن این کلیشه ها واسه بار اول سخته ولی بعدش اطرافیان یاد میگیرن به خواسته هات احترام بذارن.
بابام میدونه وقتی من یه چیزی رو بخوام دیگه جلو چشمامو خون میگیره :) و اگه بخواد دخترش بمونم و روابطمون خوب باشه نباید مستقیما باهام مخالفت کنه. بعضی وقتا دلم واسه بابام میسوزه چون کلا ادم حساسیه ولی خوب حق نداره یه انسان بالغ دیگه رو محدود کنه و جلوی تجربه ی لذتهای زندگی رو تو جوونی ازش بگیره.
اخه اینجا کسی اشتباهی نکرد.بخاطر اجازه ندادنه بهشون حق میدم اما نوع بیان کردنش نه.همینه که باعث شده شاکی شم
فکر کنم خیلی وقت پیش کلیشه رو شکستم.اتفاقا کلیشه هایی رو شکستم که شاید کمتر کسی تا حالا موفق به شکستشون شده باشه! تهش خانواده ام هم ازم کاملا راضی بودن.. اما یه جاهایی بالاخره بهشون حق میدم. با ادبیات قانع کننده البته.نه تودختری!!
من هم تقریبا همینطورم. اما اینم یادت باشه همیشه چیزی که ما میخوایم درست نیست.یه جاهایی تجربه بقیه بیشتره و باید بهشون گوش بدیم
این مورد بهم ثابت شده که میگم
اشتباهت همین جاست ! 
منطقی ترین دلیلشون همون جمله ی "تو دختری" ! 
اشتباه نکن ! 
دخترها کاملا با پسرها متفاوتن ! روحا ! جسما !
اینی که میگیم دختر و پسر باید با هم برابر باشن منظور تو این چیزها نیست که خیلی ها اشتباه میگیرن ! 
چند تا سوال دارم ! 
تو یه مهمونی یه پسر خفتت کنه ببره تو اتاق در رو ببنده چقدر میتونی مقاومت کنی ؟ =دخترها جسمی، جنسی، روحی آسیب پذیرترن !
تو یه مهمونی چند تا دختر حتی خفتت کنن ، از پسشون بر میای ؟ 
تو خیابون یه مرد بهت حمله کنه چقدر میتونی از قدرتت استفاده کنی ؟
دوست داری بهت تجاوز بشه ؟ دوست داری کتک بخوری و نتونی اونجور که باید از خودت دفاع کنی ؟ دوست داری یه آدم ناتو ، مخت رو بزنه و ذهن و فکر و روح و روانت رو مدت ها درگیر کنه و گاها حتی جسمت رو و بعد ناپدید بشه ؟ 
فقط کافیه تو یکی از این مهمونی ها یه آدم ناتو وجود داشته باشه ! 
پسرها جسما و حتی روحا در بعضی موارد قوی ترن ! 
هیچ احدی نمیتونه این موضوع رو انکار کنه!این طبیعته!چطور میشه طبیعت یک موجود رو انکار کرد و طبیعت موجود متفاوت دیگه ای رو شبیهش کرد!  آره داریم زن هیکلی و قوی و سنگدل مثل مرد، اما درصد خیلی کم !!! 
تو دختری نمیتونی هر مهمونی ای دلت خواست پاشی بری 
تو دختری نمیتونی سوار هر ماشینی توی خیابون بشی 
تو دختری نمیتونی تا نصف شب بیرون خونه بمونی ! 
چون تو مهمونی اگر خفتت کنن یا چیز خورت کنن ، خیلی بیشتر از یک پسر میتونن بهت آسیب بزنن و تو خیلی کمتر از یک پسر میتونی از خودت دفاع کنی ! 
چون تو یه ماشین غریبه اگر یه چاقو بذارن زیر گلوت ، نه تنها جیبت رو میزنن ، به ناکجا آباد هم میبرنت ! اما پسره رو جیبش رو میزنن له و لورده اش میکنن پرت میکنن پایین ....
نصف شب اگر بهت حمله کنن با قدرتی که داری نمیتونی کاملا از خودت دفاع کنی !!! 
اگر یه ادم عوضی بیاد ۴ تا حرف عاشقانه بهت بزنه چه بخوای چه نخوای دلت میره و میتونی راحت خرش بشی و ...... 
نمیگم پسر ها حق دارن هر غلطی دلشون میخواد بکنن ! اشتباه برداشت نکن ! میگم تو این زمینه ، پسرها به واسطه ی قدرت جسمی بیشترشون و آسیب پذیری کمترشون راحت تر از پس خودشون بر میان !!! 
این حرف هایی که میزنی اقتضای سنته ...
و تاثیر حرف های فمینیستی که زن=مرد از هر لحاظ!
تجربه میکنی...
اگر قبلا پسری خرت نکرده ، مطمئن باش در آینده خر هم میشی :)) اما سعی کن زیادی خر نشی و مراقب خودت باشی ❤ 
ولی در موارد دیگه خیلی خیلی باید احتیاط کنی ...
من تا الان حتی یک نفر دختر غریبه به خونه ام راه ندادم ! از کل همکلاسی هام و هم دانشگاهی هام و آشناها که شاید ۲۰۰ نفر هم بیشتر بشن ، ۱۰ نفر هم تا به حال به خونه ی من راه پیدا نکردن ! 
عمرا تا به حال به جز بانو و یکی دیگه از دوستهام کسی شب خونه ی من نذاشتم بمونه ! 
پسر با دختر برابر نیست 
و تو چون "دختری" "به خاطر حفاظت از خودت" "نباید" هر عملی رو انجام بدی و در هر موقعیتی قرار بگیری ! "میتونی" انجام بدی .... ولی به نفعت نیست...
هیچ دختر و زنی هم نمیتونه بگه من بهم تجاوز بشه ، حمله بشه ، سرم کلاه بره برام مهم نیست ! حتی یک زن بدکاره هم از این حالت خوشش نمیاد ! 
این واقعیت "دنیای" ماست...
نه فقط ایران که هر کجای دنیا بری این خطرات تهدیدت میکنه :) 
من هم از اون فمنیستهای افراطی که جو بدی دادن و اتفاقا باعث شدن این تفکرات اشتباه به وجود بیاد شاکی ام
متوجه تفاوت های دو جنس هستم و جوابم به همه سوالاتت نه هست! چون کاملا درست میفرمایید و حق با شماست
اما قطعا همون خطراتی که واسه دخترها هست واسه پسرهام هست اما کمتر , خیلی کمتر
دوست داشتم مثلا میگفتن چون نمیشناسیمش نرو.همین.نه چون دختری نه! :-( گیر دادم به اینا :)))

زیاد خر نشی رو خوب اومدی :)) اما میفهمم موضوع جدیه چشم

اره میتونم اما به نفعم نیست... و چقدر مزخرفه و پذیرشش سخته اولش :-(


مرررررررسی یک عالمه از کامنتت.اسکرین شات ازش گرفتم:-) :-*

خوب نگرانن به دل نگیرید اما قطعا میشد بهتر بیان بشه یکم لفظشون بد بوده 
اره منم همینو میگم
ببین دقیقا اونجایی که میگی مخالفی با من دلژین پاسخ داد فک کنم.
منم حرفم حرف دلژینه.
با هانا هم موافقم.
نگاه منم موافقم تفاوتی نباید باشه اما به قول دلژین از نطر روحی و جسمی ما با پسرا فرق داریم و باید پذیرفت.
منم نگفتم شب میخای بری گفتم تو اخرش گفتی اگه داداشم ۱۲ شب هم میرفت هیچی بهش نمیگفتن.
من اونجا رو توضیح دادم.
متوجه شدم :-)
مرسی ازتون :-* 
اینا ته حرفشون فقط نگرانی هست نه چیز دیگه.
به دل نگیر لیمووو💙
اره دقیقا همینه :-) واسه همین خیلی گیر نمیدم
اخه بنظرم اصل همون اجازه ندادن است که باعث عصبانیت من میشه حالا این معنی با هر لحنی (مثل تو دختری باشه یا یه جمله ی قشنگ مودبانه) که بخواد بیان بشه اشتباهه و فرقی نمیکنه.
نه من هم موافقم همه اشتباه میکنن و هیچ انسانی مبری از اشتباه نیست واسه همین همیشه با پدر و مادرم تو کارها مشورت میکنم و اگه دلایلشون قانع کننده باشه میپذیرم احمق نیستم که بخوام اشتباه کنم که.منتها اگه اشتباه کردم هم عواقبشو تا اخر گیپذیرم چون به هرحال با اشتباه کردنه که ادم مسیر درست زندگی خودشو پیدا میکنه
کاملا میفهمم چی میگی :-)
درکت میکنم
خیلیا ممکنه بگن زیر حرفای پدر مادرت بزن و اینا
ولی به نظر خودم درست نیست اینجوری
یه چند بار با دوستای صمیمی خودت برو بیرون و با اجازه مامانت اینا
تا یکم بهت اعتماد کنن و خیالشون راحت شه
آخه ما بچه هایی بودیم که از اولم زیر نظارت پدر مادر بودیم
حالا یکی میگه غلطه بیاید عوضش کنیم ولی اینا شعار محضه..این چیزا فقط و فقط با گذر زمان بهتر میشه
فقط بگم که باهاشون لج نکن و از یه طرفم فک نکن چون دختری بهت سخت میگیرن یکم که بگذره خودت میفهمی واقعا خیلی چیزا ارزش اعصاب خوردی ندارن
نه نیلوجان اینجا اصلا بحث اعتماد نیست
من انقققدر رفتم بیرون و امتحان پس دادم که اعتماد کامله
اینجا بحث نگرانی بود واسه اون شرایط خاصش
اره با گذر زمان درست میشه موافقم
چشم
احتیاط کنید

دختر مثل محموله کریستال میمونه باید با احتیاط جا به جا بشه:)
چشم


:) 
ممنونم
منم الان یکم عصبانی شدم از خانوادم ولی نه سر محدودیت! سر یه چیز دیگه ناراحت شدم :|
سکوت پیشه کردم تو وبلاگ نوشتم تخلیه شدم :|
راستی تو چالش حال داشتی شرکت کن :دی خوشحال میشیم *_*
یه پست گذاشته بودی رمزدار بود میخواستم بگیرم انقدر سرم شلوغ شد کلا وقت نکردم بیام وبلاگهاتون
میخونم حتما


کدوم چالش؟ :)
نخوندیش هم نخوندی :| زده بود به سرم :| :دی
چالش 450 درجه فارنهایت :دی :)))))))
ادرس وبلاگش اینه:
http://words-gray.blog.ir/
تو پستمم دعوتت کردم :دی
نه این چه حرفیه عزیزم

اهان اینو دیدم فکر کردم چالش جدیده :)) بهش فکر میکنم حتما.تونستم مینویسم چشم
اوه مرررررسیی :-*
منم محدودیت بخاطر جنسیتمو نمیپذیرم و دوست دارم اگه تشخیصی هست که جایی مناسبم نیست از سمت خودم باشه
بیا ماچت کنم که حرف دلمو زدی :-) :-*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ممنونم که وارد حریم شخصی من نمیشید و به همون اطلاعاتی که توی پستها نوشتم اکتفا میکنید :)
یک لیموی عاشق زندگی هستم
عاشق عاشقی
و در جست و جوی آرامش هیجان عشق!
مرا بخوان و برایم بنویس
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan