!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

مصداق بارز از هررررر دری سخنی!

__گاهی از این حجم بی میلیم به خیلی از مسایل کلافه میشم! صبح مجبور شدم زودتر برم موسسه و یک ساعتی توی سالن انتظار نشسته بودم پیش مدیر و والدینی که منتظر بچه هاشون بودن.از هرچیزی که فکر کنید صحبت میکردن
اول که قربون صدقه یه دخترکوچولو میرفتن که برگشته به من میگه قدت به معلم بودن نمیخوره! و در جواب اینکه چرا؟ میگه معلمها باید سرشون بخوره به دیوار!!! 
اخه خانم "ک" که کم کمش ده سانت از من کوتاه تره! برو به اون گیر بده
داشتم میگفتم! بعد رسیده بودن به مسایل خاله زنکی! نمیتونستم تحمل کنم واقعا.بلد نیستم تظاهر کنم به چیزی که هیچ ازش خوشم نمیاد! بنابراین کاملا ساکت بودم و یه لبخند که واسه خودم مسخره هم بود روی لبم بود! چرا حرفای الکی و بی ثمر میزنید اخه؟ راجع به یه چیزی صحبت کنید که تهش چیزی بهتون اضاف شه.حس خوبی داشته باشید نه پوچی! نمیتونم تصور کنم که با گفتن خیلی حرفهای بی مورد احساس خوبی داشته باشید!
من دوست دارم راجع به اینده/اهداف/عقاید مهم/مسایل سیاسی/کتابها/حال درونیم و روحیاتم و این دست مسایل صحبت کنم! نه اینکه فلان مانتو رو رفتم با کی و کجا خریدم یا توی سفرم به استانبول چی پوشیم یا فلانی داره بازندگیش چیکار میکنه و کی میخواد ازدواج کنه !! حداقل الان حوصله ی این چیزا رو ندارم

__ هفته ی قبل بچه هام میانترم داشتن و جز دو سه نفرشون بقیه همه نمره کامل گرفتن! اون سه نفر هم بدترینشون همش سه نمره کم داشت!  میم میگه وقتی تو معلمشون باشی انتظاری جز این هم نیست!

 __از وقتی نتایج اومده نه کتاب خوندم نه فیلم دیدم! تباه شدم.ساعت خوابم هم که کلا دوماهی هست بهم ریخته.دوساعت قبل تصمیم داشتم بخوابم که فردا زودتر بیدار شم و برگردم به همون زندگی سابقم.اما داره میشه ساعت دو نیمه شب و هنوز بیدارم! تازه یه بطری اب یخخخخ هم حین تایپ کردن این پست خالی شد روی لباسم و هر چی خواب بود و نبود پرید!

__در جواب نگرانی های استادم آقای ر گفتم بهم زمان بدید دوباره خودم رو اثبات کنم! ناامیدتون نمیکنم! و مطمعنم اون لحظه چشمام برق زده از تصورش!

__یکی از دلایل کم کردن این همه وزنم هم ترک یهویی ورزش های سنگینم بود.یه مدت هر روز انقدررر میرفتم بیرون و میدویدم که وقتی میرسیدم خونه باید ده دقیقه قدم میزدم تا بتونم اروم شم و بشینم! بعد توی خونه هم باز کلی حرکات ورزشی انجام میدادم! اما الان دو ماهی هست تکون نخوردم! نهایت فعالیتم رفتن از اتاق به اشپزخونه ست.چی شدم دقیقا؟

__دلم برای درس خوندن تنگ شده! انقدر که رفته بودم برنامه درسی رشته و دانشگاه انتخاب سومم رو دانلود کنم ببینم چیه. میدونستم رد پای فیزیک همچنان همراهم خواهدبود! دوباره شروع شد :))) ولی فیزیک تشریحی هر چی باشه از تست های اون کتاب کنکورها اسونتره و از پسش بر میایم! خیلی هم نیست و زود تموم میشه

__میدونی سیستم انتخاب رشته چطوریه؟! میان از بهترین ها شروع میکنن تا برسن به کمترینها! حالا مال من چطوریه؟!! شانس قبولیم توی انتخاب های اولم صدبرابر بیشتر از شانسم واسه انتخاب های بعدیه :))

__بچه ها لازمه یه چیز دیگه هم بگم! وقتی توی بلاگ اسکای و با اسم اصلیم مینوشتم یکی فکر میکرد پزشکم! یکی فکر میکرد دانشجوام.یکی فکر میکرد متاهلم! در صورتی که من هیچکدومش نبودم.حالام حدسهای مختلفی واسه رشته ای که انتخاب کردم هست و بهم گفتید. اینم یه روزی واستون رو میکنم :) اما الان نه. چرا؟ دلیلش خیلی برام مهمه که توی پست های بعدی مینویسم. اینم از عذرم

__ میم ساده! اومدم جوابت رو بدم راه های ارتباطی بسته بود.من از بچه ها بی خبرم متاسفانه.نمینویسن 

__بریم بخوابیم!


چقدر بده خاله زنک بازی
من یه مدت زبان تدریس میکردم، هر بار میومدم از کلاس بیرون میدیدم منشی با مامانا نشسته پشت سر معلما و مدیرمون حرف میزنه! با اینکه خیلی بچه هارو دوست داشتم، به خاطر فضای خاله زنکیش بعد از دو ترم اومدم بیرون.
امیدوارم انتخابی که دوسش داری قبول شی و حسابی دلت شاد شه:-)
خیلی خیلی
حالا بگو چی بهتون اضاف میشه واقعا؟
انشالله.ممنونم عزیزم
از هم سن و سالهات سه چهار سال بزرگتر فکر میکنی حداقل و این باعث میشه حرصم رو در نیاری 😂😂😂
همینجوری بی ربط گفتم بگم 
حرصت رو در نیارم :))))) این عالی بود
لطف داری دلژین عزیز
You don't need to show your abilities to everyone! Turn the light off and continue! s 
چشم دوست جان :) :-*
_خب خوبه که بلد نیستی تظاهر کنی یعنی حداقل بد نیس چه اشکالی داره علاقه ای به یه بحث نشون ندی؟
_من عاشق فیزیکم فیزیک علم شناخت طبیعته :) 
نه این واسه خودمه اخه :)) وقتی توی همچین بحثهایی شرکت نکنم اونا فکر میکنن از دراضی یا مغرورم! در صورتی که نیستم

راستش من هم فیزیک رو دوست دارم اما چون هیچوقت معلم خوبی نداشتم و همیشه بخاطرش سختی کشیدم دیگه هوسش از سرم پریده! اونقدری که شوق خوندن بقیه درسها رو دارم شوق فیزیک رو ندارم
سلام ملیکم 
اون زنرو انداختم تو لیست سیاه 
گشتم تو نت 
دانلود کردم
امروزم زنگ میزد پیام میداد
من هم درس دارم 
خوش به حالم 
از تو خوش بخت ترم حالا که درس دارم دیگه 
باشگاه کتاب فیلم خواب تاب بازی 
چایی با قند گشتن تو بازارا گپ خواهرانه 
زندگی زندگی زندگی کن لیمو:-)
سلام
کار خوبی کردی
منم دارم درس میدم دیگه :)))))
همشون تکراری ن
از خرید و بازار گردی هم خوشم نمیاد.در ضمن تو این گرونی؟! چه کاریه بری بالارفتن قیمتها رو ببینی بخوره تو ذوقت
چشششم :)
یادم رفت بگم خوب بودن و خوبی کردن وفکر کردن به خوبی خیلی کیف داره
من دوس دارم انقد پولدار شم بعد به جای سرکار رفتن فقط کار بی مزد و منت کنم 
بچه های بی کسو ناز کنم 
از فقرا فقرو کم کنم 
کلا کار خیر دیگه 
اینجوری تو اوج ثروت به پوچیم نمیرسم. 
اما ارزوی دور از دسترسیه از راه درستش
مگه اینکه بری بچسبی به بالا:)))

يكشنبه ۲۱ مرداد ۹۷ , ۱۶:۱۹ فاطمه سادات داوری
سلام، وقتتون بخیر
در صورت تمایل وبسایت های ما رو دنبال کنید، ادرس :
matalebetanz.blog.ir
 تا ما هم وبسایت شما رو دنبال کنیم 
این کار باعث میشه امار وبسایتتون بره بالا، منتظرتون هستیم:))
خسته نباشید.
---------------------
سلام!
ممنون سر میزنم
پس معلم کوچولوئی :دی
نه خیلی :)))
وبلاگ نوشتن عشق است و بس
عااالی :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan