!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

ققنوس 96

تو می دانی که من تنها، از سرزمین آدمکهای برفی

از قله های سفید بی جان

از دور دستهای بی کران

از تابش بلورهای یخ

آمده ام ....

تا بجویم ماجرای زیستن و نیستن را

آمده ام به مهمانی تو

تا که به پایان برسم

آمده ام که مرا گرم کنی ، آب کنی ،پیر کنی....

تا بروم سوی همان چیز که درد دلم است

که هرزگاهی سرک میکشد و میگذرد

آمده ام که تو باشی و بشی

آتش جان سوز تنم

و مرا گرم کنی ، آب کنی ،پیر کنی....

تا بروم سوی زوال

یا به معنای دگر رو به بقا

آمده ام که تو باشی و بشی...

ساز دلم...

بنوازی و برقصم

وآواز بخوانی و بشم محو در آن حس قشنگت

و مرا گرم کنی ، آب کنی ،پیر کنی....

تا بروم...

بروم تا سفر قطره ی آبی زتنم

که مجال است مرا

تا بروم سوی همان چیز که درد دلم است

بروم تا که به پایان برسم

مثل ققنوس که خاکستر عشقش

شد آغاز دگر...

منبع 


+سال 1396 پیشاپیش مبارک...منم از دعای خیرتون بی بهره نگذارید...


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan