!…سه نقطه های دل لیمو...!

عجله نکن ! زندگی همین روزاست !

22.ماجراهای من و درسهام :)

دیشب ساعت ده اقای استاد(!)برنامه ازمونها رو برام فرستاد روی گوشی پدرجان و تا یازده و نیم داشتم توی دفتر زردم به تفکیک مینوشتمشون.بعد که با دقت به اولین ازمون (۲۳مهر)نگاه کردم دیدم نصف درسها رو قبلا خوندم و الان باید مرور کنم(زیست,شیمی,نصف ریاضی و نصف فیزیک,دین و زندگی,ادبیات,زبان)و نصف درسها رو اصلا نخوندم و باید کامل بخونم(این بخش از عربی,زبان فارسی,زمین شناسی,نصف دیگه فیزیک و ریاضی)
وقتی رفتم توی اتاقم و به تقویم روی میزم نگاه کردم کل ارامشم پرید!!! با دیدن اینکه شش روز تا ازمون مونده(جمعه)و باید تمام اون کارها رو درحالی که توی مدرسه هم امتحانهای پیش دانشگاهی رو دارم انجام بدم هنگ کردم!!
برنامه رو دیر برام فرستادن,درسته کم کاری بود اما خب اوشون هم کلاسهای دانشگاهشو دارن و تدریس خستشون میکنه,تاوانش هم من پس میدم!! :|
خلاصه که هفته پرکاری در پیشه
+فردا چهارساعت شیمی داریم,قطعا چندنفر خواب میرن با نحوه تدریس:))اما من یادم باشه کاملااا هوشیار باااشم
+اینم یادم باشه که اگر اون دوساعتی که توی ذهنمه کلاس نداشتیم بدوم برم کتابخونه و درسهای ازمون رو بخونم

چقدر خوبه که اینجا رو برای نوشتن دارم,بعد از نوشتن خستگیهام یادم میره:)
امشب و فردا شب و همینطور چندین شب هم در هفته اتی دایی های پدر نذری دارن و دعوتمون کردن,و منم که طبق قاعده کنکور نخواهم رفت:)
الان هم (ساعت۱۳!!) برم درسهای فردا رو با تست بخونم بعدش هم دوباره دروس پایه...
من خوبم:) شما هم خوب باشید!
اگر هم مشکلی,صحبتی,امری,نقدی چیزی بود راه ارتباطی سمت چپ وبلاگ وجود داره :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan